مقاله هاي شطرنج

خانه

 

 
دريافت نسخه PDF

از طلاي ارمنکو تا طلاي رضازاده

سپهر سالور
info@rokhdarrokh.com

 

پرده اول: شنبه 9 آبان 83 - سالن کازينو، کالويا، مايورکا

مراسم توزيع جوايز تيم هاي برتر المپياد سي و ششم شطرنج تمام شده و فاتحان مدال در حال پايين آمدن از جايگاه هستند. اوکرايني ها سر از پا نمي شناسند. آنها از سال 92 به اين سو اولين تيمي هستند که روسيه را پشت سر خود مي بينند. امروز روز جشن ملي اوکرايني ها است.

آن سوي سالن در طبقه بالا و در جايگاه تماشاچيان فرناندو 10 ساله کنار هم مدرسه اي هاي خود روي صندلي نشسته و مراسم اختتاميه المپياد را دنبال مي کند. شاگردان مدرسه والدانو بارسلون اين فرصت استثنايي را پيدا کرده اند تا در مراسم اختتاميه پرشکوه ترين رويداد شطرنج جهان شرکت کنند. گوينده سالن برنامه بعدي را اعلام مي کند: "معرفي بازيکنان برتر ميزهاي شش گانه". فرناندو رو به آنتونيو   مي کند و درحالي که هيجان و شادماني در چهره اش موج مي زند، مي پرسد: "فکر مي کني مدال طلاي ميز يک به کي مي رسه؟ من حاضرم شرط ببندم آناند طلا مي گيره. اون شايسته ترين بازيکن المپياده. من عاشق بازيهاش هستم. فکر نمي کردم يه روز از نزديک بتونم ببينمش." آنتونيو که در کنار مربي تيم نشسته و سعي مي کند برتري خودش را در زمينه اطلاعات شطرنج نيز به رخ همشاگردي کوچک تر خود بکشد، با لحني ناشي از غرور و اطمينان مي گويد: "اشتباه نکن. مگه نديدي اوکراين جام قهرماني رو گرفت. ايوانچوک روي ميز يک اونها 13 تا بازي کرد و 9.5 امتياز اورد. هند با آناند فقط تونست ششم بشه. ولي ايوانچوک عامل اصلي قهرماني اوکراين بود. اون امسال فوق العاده بازي کرد. حتي موروزويچ و رجبوف رو برد. مسلمه که مدال طلا رو به اون مي دن." صداي گوينده سالن گفتگوي دو هم مدرسه اي را قطع مي کند: "برنده مدال طلاي ميز يک - يوگني ارمنکو از فلسطين." "فلسطين؟!! آنتونيو فلسطين ديگه کجاست؟" آنتونيو در حالي که سعي مي کند ناراحتي خود را از پيش بيني اشتباهش پشت چهره بهت زده خود پنهان کند، بهترين راه يعني سکوت را برمي گزيند. اما حس کنجکاوي فرناندو آرام نمي گيرد. او دست به سوي کوله پشتي خود مي برد و بولتن دور آخر مسابقات را که هنگام ورود به سالن بين حاضران توزيع شده بود باز مي کند، صفحه اي که مربوط به رده بندي نهايي تيم ها بود پيدا مي کند و يک نگاه آن مي اندازد. آنتونيو هم در اين لحظه به او مي پيوندد. آن دو 50 تيم اول را که نامشان در صفحه نخست درج شده مرور مي کنند. براي با دوم، سوم و حتي چهارم. اما نامي از فلسطين به چشمشان نمي خورد.

ارمنکو آرام آرام از پله ها بالا مي رود و روي سکو مدال خود را از دست شهردار مايورکا دريافت مي کند. چهره او هيچ شباهتي به سوپر استارهاي دنياي شطرنج ندارد. فرناندو وآنتونيو، حتي مربي آنها الکساندر نيز اولين بار است که ارمنکو را مي بينند.

فرناندو درحالي که انتظار داشت شطرنجباز محبوبش آناند را روي سکو ببيند و از نرسيدن به آرزويش غمگين است، زير لب مي گويد: "اين ديگه کيه؟" آنتونيو هم که ديگر اثري از غرور در چهره اش ديده نمي شود رو به مربي شان مي کند و مي پرسد: "ميان اين همه ستاره روي ميز يک، ايوانچوک، موروزويچ، آناند، شيروف، آدامز، ... چرا مدال طلا به اين بازيکن ناشناس رسيد؟" الکساندر که تا اينجا گفتگوي دو شاگرد خود را پنهاني دنبال مي کرد و ترجيح داده بود تا وقتي از او سوالي نپرسند، سکوت کند، به زبان اسپانيايي اما با لحجه روسي پاسخ مي دهد: "مدال هاي ميزها در مسابقات تيمي شطرنج مثل المپيادهاي جهاني، يک جايزه سمبليکه و به بازيکني داده مي شه که روي ميز خودش بيشترين درصد امتياز رو کسب کرده باشه. اين جايزه هيچ ربطي به قدرت بازي و عملکرد شطرنجبازاني که تو اون مسابقه شرکت کردند نداره. بيشتر وقتها جايزه ميزها به بازيکنايي از تيم هاي نسبتاً ضعيف  مي رسه که نسبت به هم- تيمي هاي خودشون قدري قوي تر باشند. به خاطر نتايج ضعيف ديگر بازيکن ها، تيم خوب نتيجه  نمي گيره ودائم بايد پايين جدول مسابقه بده. طبيعتاً بازيکن قوي تر تيم هم بايد با حريفان ضعيف روبرو بشه. اون مي تونه امتيازات بيشتري کسب کنه و اين شانس رو داره که آخر سر روي ميز خودش بيشترين درصد امتيازها رو به دست اورده باشه." الکساند که اطلاعات کاملي از دنياي شطرنج دارد، ادامه مي دهد: "فلسطين يه کشور کوچيک اشغال شده تو آسياست و سطح شطرنج پاييني داره. ارمنکو هم يک استاد بزرگ متوسط بلغاري است که چند وقته براي مربي گري به فطسطين رفته و حاضر شده با پذيرفتن تابعيت دوم، براي اين کشور تو المپياد بازي هم بکنه. ريتينگ هم تيمي هاي ارمنکو 400 500 تا پايين تر از اونه. فلسطين تو طول مسابقات هميشه انتهاي جدول با تيم هاي ضعيف بازي مي کرد. ارمنکو به راحتي حريفان خود رو مي برد. اون تو خيلي از بازيها تنها کسي بود که براي تيمش امتياز اورد."

فرناندو و آنتونيو در حالي که هنوز متعجب به نظر مي رسند به فکر فرو مي روند.

 

 

پرده دوم: دوشنبه 4 آبان 83 سالن برگزاري المپياد شطرنج

چهار بازيکن قرقيز پشت ميزهاي خود قرار گرفته اند. حريف اين دور آنها ايران است. توکتوگونوف مربي و کاپيتان قرقيزستان دلهره عجيبي احساس مي کند. نام ايران همچون کابوسي براي مربي و بازيکنان قرقيزستان است. آنها سال پيش را خوب به ياد دارند که در مسابقات تيمي قهرماني آسيا در هند نتوانستند حتي نيم امتياز از ايران به چنگ آورند. "اگه اون نتيجه لعنتي تکرار بشه، تا قعر جدول سقوط مي کنيم. اونوقت من هم حتماً ..." توکتوگونوف سعي مي کند اين افکار پريشان را از ذهن خود دور کند.

سردارور مسابقات شروع بازيهاي دور دهم را اعلام مي کند. ساعت هاي سفيد به کار مي افتد. احسان قائم مقامي و الشن مرادي دو جوان ملي پوش ايران وارد سالن مي شوند، محل رقابت ايران با قرقيزستان را پيدا مي کنند، با حريفان خود که به احترام آنان بلند شده اند دست مي دهند و پشت ميز مي نشينند. اما آن صلابت و اعتماد به نفس هميشگي در چهره شان ديده نمي شود.

 

يک ساعت بعد

يک ساعت از شروع مسابقات گذشته، اما از دو بازيکن ديگر ايران خبري نيست. داور بازي که در عين کنجکاوي خود را مجاز نمي داند سوالي در اين مورد بپرسد، ساعت شطرنج ميزهاي 2 و 4 را متوقف    مي کند و در برگه ثبت نتايج دو علامت + جلوي نام بازيکنان قرقيزستان و دو علامت مقابل نام محجوب و قرباني ثبت مي کند.

مربي قرقيزستان متعجب و در عين حال شادمان است. تيم او تا به اينجا 2 امتياز به راحتي آب خوردن پيش افتاده و با آنکه روند بازي روي دو ميز ديگر حکايت از پيروزي جوانان ايران دارد، اما تساوي 2 بر 2 با قدرت بزرگ غرب آسيا، بعد از آن باخت فضاحت بار در هند، يک پيروزي بزرگ است.

 

 

پرده سوم: شنبه 2 آبان 83، هتل محل اقامت تيم ملي ايران، شب قبل از بازي با کرواسي

سرخان گوليف سرمربي  آذري تيم ملي شطرنج ايران اسامي بازيکنان ايران را براي بار آخر مرور مي کند، به پشتي صندلي خود تکيه داده نفس عميقي مي کشد و درنهايت ترکيب قائم مقامي، محجوب، مرادي و قانع را براي ديدار سنگين و دشوار با کرواسي برمي گزيند. اينها آماده ترين نفرات ايران هستند. ترکيب به بازيکنان اعلام مي شود، اما شجاعت قانع حاضر به بازي نيست. او ادعا مي کند شرايط بازي را ندارد. قانع تا قبل از دور نهم 4 بازي کرده بود و 3 امتياز از پيروزي مقابل بازيکنان ضعيف مغولستان، منتخب معلولان و پرتغال در چنته داشت. او دور سوم هم برابر آمريکا حاضر نشده بود به ميدان برود.

گوليف که به ندرت عصباني مي شود، از اين تصميم نابخردانه از کوره به در مي رود و با صداي بلند اخطار مي دهد: "هرکي مقابل کرواسي بازي کنه دور بعد هم تو ترکيب قرار مي گيره." او خوب مي داند که شانس پيروزي ايران برابر کرواسي ضعيف است و در صورت باخت به احتمال زياد دور بعد با يک تيم ضعيف روبرو خواهيم شد. آنگاه همه انتظار دارند در ترکيب قرار بگيرند تا برنده باشند، نه بازنده.

گوليف درست حدس زده بود. ايران به کرواسي باخت تا در دور نهم با قرقيزستان، تيمي که در رده بندي اوليه 24 رتبه از ايران پايين تر بود بازي کند.

 

 پرده چهارم: يکشنبه 18 آبان 83، تهران استوديو شبکه خبر

مرتضي محجوب، يکي از 4 بازيکن معترض ايران در يک برنامه زنده مقابل دوربين قرار گرفته. او همان کت و شلواري را پوشيده که حسين رضا زاده، هادي ساعي و ديگر المپيکي هاي ايران در آتن بر تن داشتند. مجری برنامه از محجوب مي پرسد: "داستان چه بود؟ چرا شما و 3 هم تيمي ديگرتان از بازي با قرقيزستان امتناع کرديد؟" و جواب مي شنود: "گوليف مربي ما آقاي قانع را بدون هيچ دليلي از ترکيب تيم بيرون گذاشت. شجاعت قانع شانس کسب مدال طلاي المپيک را داشت. اون دور اگه بازي مي کرد مي تونست مدال باارزش طلاي المپياد رو نصيب ايران کنه. اما مربي و سرپرست تيم اجازه بازي ندادند. ما هم در اعتراض به اين تصميم و در حمايت از آقاي قانع به خاطر کشورمان تيم رو ترک کرديم."!!

 

 

استاد بزرگ محمد المضيحکي چهره ای آشنا براي شطرنجبازان ايران است. وقتي اين قطري به عنوان اولين استاد بزرگ غرب آسيا شناخته شد، تعداد شطرنجبازان ريتينگ دار هموطنش به رقم انگشتان دو دست هم نمي رسيد. او در قطر به راستي يک سر و گردن بالاتر از بقيه بود. المضيحکي به لطف همين اختلاف سطح 4 مدال در المپيادهاي شطرنج به دست آورد! 2 طلا و 2 برنز! اما هيچگاه نام او در رده بازيکنان برتر دنيا قرار نگرفت.

مروري بر برندگان مدال در المپياد اخير مايورکا نيز خالي از لطف نيست:

ميز 1: ارمنکو(فلسطين)، رودريگز(اروگوئه)، آدامز(انگلستان)

ميز 2: تيسير(مراکش)، نگوين(ويتنام)، هاتانباتار(مغولستان)

ميز 3: واگانيان(ارمنستان)، گئورگيف(بلغارستان)، گونزالس(مکزيک)

ميز 4: يوباوا(گرجستان)، کايدانوف(آمريکا)، حسينوف(آذربايجان)

ميز 5: ساکالائوسکاس(ليتواني)، تميربائف(قراقستان)،دگراف(فرانسه)

ميز 6: کارياکين(اوکراين)، چهراني(ليبي)، برمودز(پورتوريکو)

جالب است! از 18 بازيکن 3 تيم برتر المپياد تنها 2 بازيکن مدال انفرادي گرفتند! و باز جالب تر اينکه روي ميز بحث برانگيز پنجم، کوشاني، بازيکن بدون ريتينگ افغانستان با 7 امتياز از 9 بازي و عملکرد ريتينگ 1854 به طور مشترک در جاي سوم قرار گرفت! درحالي که اليانوف از اوکراين با عملکرد 2573 هفتم شد و همين شجاعت قانع خودمان با عملکرد 2356 بيست و هفتم!

دو سال به عقب بازمي گرديم. المپياد اسلوني شاهد بازگشت گري کاسپاروف نابغه شطرنج جهان به ترکيب تيم ملي روسيه بود. کاسپاروف در آن المپياد با عملکرد ريتينگ 2933 نمايشي بي نظير داشت و روسيه به لطف درخشش فوق ستاره ميز يک خود، بار ديگر برسکوي قهرماني ايستاد. اما اگر مي پنداريد کاسپاروف با آن عملکرد خيره کننده مدال طلاي ميز يک را تصاحب کرده، سخت در اشتباه هستيد. صاحب مدال طلا کسي نبود جز آقاي گوازه از زيمباوه آن هم با عملکرد 2293! کاسپاروق حتي برنز هم نگرفت، چراکه نقره نصيب يک شطرنجباز لوکزامبورگي شد و المضيحکي آن سال برنز بر گردن به خانه رفت!

اهميت کم مدال انفرادي در مسابقات تيمي براي شطرنجبازان و مربيان آشکار است. بسياري از بازيکنان حاضر هستند مدال انفرادي خود را فدا کنند تا تيمشان بهتر نتيجه بگيرد و يکي دو پله در جدول بالاتر بايستد. نمونه در اين مورد بسيار است. در همين المپياد اخير واسيلي ايوانچوک سکان دار تيم اوکراين 5 بازي اول خود را برد. يک شروع توفاني. نايب قهرمان سابق جهان مي توانست تا پايان رقابتها به استراحت بپردازد و تنها در چند دور که حريفانش چندان قوي به نظر نمی رسيدند و به راحتي از پس آنها بر مي آمد در ترکيب تيم بازي کند. اما هم او و هم مربي او اهميت نتيجه تيمي را مي دانستند. ايوانچوک بعد از 5 برد پياپي نه تنها صحنه را خالي نکرد، بلکه 8 بار ديگر براي کشورش به ميدان رفت و در نهايت گرچه مدال انفرادي را به ارمنکو سپرد، اما جام قهرماني را براي هموطنانش به ارمغان برد!

آري، شجاعت قانع دوست نداشت با استادان آمريکا و کرواسي دست و پنجه نرم کند. او دلش  مي خواست با حريف قرقيزي روبرو شود تا شايد روز آخر يکي از مدال هاي ميزش را در دست ببيند. 3 يازيکن ديگر ماهم دوست داشتند شجاعت مدال بگيرد، اما دلشان نمي خواست تيم ملي ايران چند پله در جدول بالاتر برود. آنها ترجيح دادند ميزهاي خالي ايران برابر حريف را همه ببينند و اين صحنه بي سابقه براي هميشه در تاريخ ثبت شود.

گرچه ارزش ناچيز مدال انفرادي مسابقات تيمي بر هرکس که اندک شناختي از شطرنج و قوانين آن دارد، پوشيده نيست، اما شايد بتوان با تبليغ و هيايو مدال طلاي ميز 5 المپياد را براي کساني که از اين وادي به دورهستند تا حد مدال طلاي رضازاده ها پر رنگ جلوه داد و از اين راه ....